معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

50

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

و تحمل بر بياض صفحهء توكل بركشيدم ، و ساعتى در مقام انتظار ، بر قدم اصطبار توقف ورزيدم ، بعد از آنكه نداى اذان به سمع آن امام زمان رسيد ، ديدم كه آن باب مسدود چون تتق سبحان از افق فلك حبابى « 1 » ، گشادن گرفت ، و تا جبينش « 2 » كه در حجاب سحاب خلوتگاه متوارى بود ، جمال وصال نمودن گرفت ، قدم در راه نهاد ، و رو به مسجد و محراب آورد ، و چون گنج ، گنجينه معبدش « 3 » كه خزينهء نقدينهء وجود داود بود از مرتبهء « 4 » ذات عالىصفاتش خالى شد ، حاجت به قفل و زنجير نداشت لا جرم چون ديدهء عاشقان شب‌زنده‌دارش باز گذاشته « 5 » . فضيل به مقتضاى « وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً » فرصت مغتنم « 6 » شمرده ، به اعتكاف آستانهء آن كاشانه مبادرت جست ، كوزهء ديد ، شكسته ، با قدرى آب در تاب آفتاب نهاده ، و چوبها كه بر سقف خانه مدار است با جدار درهم شكسته ، ساعتى هراسان ، در گوشهء بنشست ، تا داود طاعت ملك و دود ، جل ذكره نموده ، و به منزل خويش باز آمد . فضيل « 7 » پيش باز آمد ، و تحيّت و سلام بجاى آورد آنگاه زبان گستاخ‌وار به سؤال بگشاد . كه يا امام المسلمين چه باشد ، اگر اين كوزهء آب از تاب آفتاب برگيرى و در پناه سايه دارى « 8 » . گفت اى فضيل خوردن آب سرد ميل خلود در دنيا ، در دل افكند ، و تمنّاى بقا ، درين « 9 » دير پديد آورد ، و مرا دير مىشود كه مرغ روح از قفس « 10 » قالب به فضاى عالم ارواح در پرواز آيد .

--> ( 1 ) - ح : حنائى . ( 2 ) - د : و ماه جبين . ( 3 ) - د - ح : معبودش . ( 4 ) - د : مزينهء ذات . ( 5 ) - د - ح : بازگذاشت . ( 6 ) - د : غنيمت شمرده . ( 7 ) - د : و تحيت سلام بجاى آورد آنگاه زبان گستاخ‌وار بسؤال بگشاد ( بدون فضيل پيش باز آمد ) . ( 8 ) - د : درآورى . ( 9 ) - د : در دار دنيا پديد آيد . ( 10 ) - د - ح : قفص .